“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید محمد علی پریمی فرزند علی اکبر در تاریخ ۱۳۴۲/۰۵/۰۹ در دامغان متولد شد. او در یک خانواده کشاورز زندگی می کرد، اما با همه تلاشی که انجام می دادند باعث نمی شد که زندگی آسوده ای داشته باشند و آن ها همیشه با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کردند.

مشکلات معیشتی آنقدر زیاد بود که بعد از کسب مدرک سیکل،دیگر نتوانست ادامه بدهد و ترجیح داد درس و مدرسه را کنار بگذارد و بعد از آن برای این که بتواند به خانواده کمکی کرده باشد ، به کارهایی از قبیل کارگری و بنایی پرداخت.

این روند تاسال ۱۳۶۰ ادامه داشت و او دراین سال به استخدام شهربانی جمهوری اسلامی ایران درآمد و با اوج گیری حملات نظامی ارتش مزرور عراق در مناطق مختلف کشورمان،اوضاع نابسامانی در این مناطق حکم فرما شده بود و هموطنان ما روزگار بسیار سختی را می گذراندند.

در چنین شرایط بحرانی شهید هم مانند خیلی از غیور مردان ایران اسلامی وظیفه خود دانست که از مرزهای وطن اسلامی دفاع کند و به همین منظور سه بار داوطلبانه و از سوی شهربانی کرج به جبهه اعزام شد.

سرانجام در تاریخ ۱۳۶۳/۰۲/۳۰  در مهاباد با ضد انقلابیون در گیر شد و در اثر تیر مستقیم این عناصر خودباخته به فیض والای شهادت مفتخر گردید. پیکر پاک این شهید پس از تشییع در گلزار شهدای دامغان آرام گرفت.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

به نام خداوندی که در دنیا هم بر مومن و هم بر کافر رحم می‌‌کند.

قسم به آن خداوندی که ما را آفرید و به ما سلامتی و وجود داد. اگر قادر متعال به این حقیر چند بار جان بدهد و بمیراند باز هم حاضرم جان ناقابل خود را فدای اسلام عزیز بکنم و این را یک وظیفه شرعی خود می‌‌دانم. آن خدایی که ما را آفرید راه و روش چگونه زندگی کردن را هم به وسیله پیامبران و جانشینانشان یعنی دوازده امام اولشان حضرت علی(ع) و آخرشان حضرت مهدی(عج) که در حال حاضر در غیبت می‌‌باشد و جانشین و نایب آن حضرت یعنی ولایت فقیه به ما آموختند و ما به امر ولی فقیه ابراهیم زمان خمینی بت‌‌شکن که فرموده‌‌اند:

آن‌‌هایی که می‌‌توانند به جبهه  بروند  لذا اینجانب وظیفه خود دانستم که من می‌‌توانم بروم و اگر مورد قبول خداوند یکتا قرار بگیرد و در این راه توفیق شهادت را نصیب این حقیر بکند. چند وصیتی داشتم که به عرض می‌‌رسانم. این‌‌که مقدار ناچیزی پول از باقی مانده حقوق شهربانی در بانک ملی برمک تهران و مقداری در قرض‌‌الحسنه شهربانی و مقداری هم در بانک مسکن تهران برای زمین دارم که آن را خرج خود من بکنید و اگر اضافه آمد برای جبهه بفرستید مقداری هم از چند نفر طلب دارم که اگر آوردند بگیرید و در اختیار والدین است که چکارش بکنند و اگر هم نیاوردند بخشیدم. حقوقی هم که شهربانی برای من می‌‌دهد یک چهارم ازآن به عمه زهرا بدهید اگر احتیاج داشتند و هرچقدر که خانواده خودم خواستند بردارند و اگر اضافه آمد بدهید به کسی که در راه خیر به کار ببرد و تا موقعی که جبهه اسلام هست برای جبهه.

محل دفن با انتخاب والدین از همه مهمتر این که برای مرگ من هیچ ناراحت نباشید و از تمام کسانی که به آن‌‌ها از طرف من ناراحتی دیده‌‌اند طلب مغفرت می‌‌خواهم مخصوصا پدر و مادرم که من زیاد به آن‌‌ها ناراحتی داده‌‌ام و حق زیادی بر من دارند.

دیگر عرضی ندارم جز سلامتی همه مسلمین را از خداوند متعال می‌‌خواهم. خداحافظ « به امید پیروزی هر چه زودتر اسلام بر کفر جهانی»

محمدعلی پریمی